Read شاه بی شین by محمدکاظم مزینانی Online

Title : شاه بی شین
Author :
Rating :
ISBN : 15723912
Format Type : Kindle Edition
Number of Pages : 420 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

شاه بی شین Reviews

  • FeReSHte
    2019-06-23 06:50

    داستان زندگی آخرین شاه ایران با روایت دوم شخص مفرد که خود شاه مخاطب واقع شده، موضوع این کتابه.هرچند با دوم شخص مفرد بودن روایت خیلی ارتباط نگرفتم و باهاش راحت نبودمکتاب روونیه، پیچیدگی و سختی خاصی نداره، شاهکار هم نیست ولی راحت و زود خونده میشه. خیلی اطلاعات جامع و کاملی از تاریخ معاصر در اختیارتون قرار نمیده و اتفاقات مهم خیلی لیست وار و گذری بیان میشن. تمرکز کتاب بیشتر روی اون احساسات و تفکراتیه که احتمالن در درون شاه پس از رخداد های مهمی گذشت مثل مشکلات شخصی خانوادگی ،برخوردش با دکتر مصدق، فرار به ایتالیا به همراه ثریا،تغییر رفتارش بعد از کودتا، واکنشش نسبت به انقلاب و ناباوری از ان چیزی که در جریانه و عاقبت و فلاکتی که گریبانگیرش شده و از این بابت شاید یه حس دلسوزی هم نسبت بهش براتون ایجاد کنهحدود پنجاه درصد داستان روی زندگی و آوارگی های شاه و فرح بعد از خروج از ایران متمرکزه

  • Amirmahna
    2019-06-25 02:00

    بی‌نظیر و عاااالی.. واقعاً یه شاهکار ادبی تمام‌عیارنویسندۀ لعنتی، بی‌اونکه طرف انقلابی‌ها یا طرف شاه رو بگیره، فقط و فقط، زندگی محمدرضا رو روایت کرده؛ واقعاً بی اینکه حتی توی یک صحنه بخاد از مخالف‌هاش جانبداری کنهو از این جهت، یک مستند‌نگاری تمام‌عیارهنثر کتاب عالیه و تشبیهاش بی‌نظیره.. مزینالی نشون داد که شعرا هم می‌تونن نویسنده‌های خوبی باشند؛ اونقدر خوب که شعر و شاعری رو ول کنن و بچسبن به نویسندگیراوی دوم شخص کتاب هم عالی بود.. اصلاً تو مخیله نمی‌گنجید که بشه یه داستان بلند رو با این راوی نوشت؛ اما واقعاً شاه بی شین نشون داد که میشه

  • Majid golestaneh
    2019-06-17 06:05

    چه کتاب رمان تاریخی صمیمی و خوبی بود تا این اندازه به شاه پهلوی نزدیک نشده بودم و چرخیدن فلک رو دیدم که حتی خود او هم دید روایت کتاب خیلی جذاب بود و منو تحت تاثیر قرار داد .

  • مجید اسطیری
    2019-06-08 00:52

    یه نوع رمان تاریخی که شاید بیش از اندازه به تاریخ وفادار مونده. اما چون خیلی به شخصیت شاه نزدیک شده یه کم جنبه روانکاوانه هم پیدا کرده. مثلا ترس رو در شخصیت شاه نسبتا خوب نشون داده. و البته حدیث نفس و درددل هایی که شاه با پدرش میکنه کمتر از اون چیزی که باید روی مخاطب تاثیر میذاره . در مجموع میشه رد پای پاییز پدرسالار را توی این کار دید که یکی از ردپاها همین نجوای درونی شاه با پدرش هستش. اونجا شخصیت دیکتاتور با مادرش درددل میکنه

  • آیت معروفی
    2019-06-05 08:12

    گذاشته بودم بعد از تور مطالعاتی-شنیداری تاریخ معاصرم برایش چیزی بنویسم.از اول تصمیم این بود که شاه بی‌شین را که خواندم، تو در قاهره خواهی مرد را دست بگیرم و هم‌زمان با این‌کارها داستان انقلاب بی‌بی‌سی را گوش بدهم که مربوط به همین مقطع می‌شود.در کل تور خوبی بود. یعنی ته‌نشین چیزی که مانده خوب است. شاه بی‌شین خب از تو در قاهره خواهی ماند بهتر بود. در این شکی ندارم. منتها اشکالات زیادی هم داشت. یادم می‌آید حین خواندن شاه بی‌شین هرچه خدا خدا می‌کردم چیز جدیدی، تصویر خاصی دستم بدهد ناامیدتر جلو می‌رفتم. اما تو در قاهره خواهی مرد تا دل‌تان بخواهد اینفورمیشن جدید داشت که خب راستش حالم ازشان بهم خورد. از بس معلوم نبود باید برای چی بدانمش. شخصیت‌ها در شاه بی‌شین با حداقل پرداخت جلوی روی مخاطب گذاشته شده اند. مصدق و هویدا و از همه مضحک‌تر و بدون شخصیت‌تر غلام خانه‌زاد. کسی که برای توصیف مصدق از عبارت مستعمل و کهنه‌ی پیرمرد پیژامه پوش استفاده کند و فقط هم از همین عبارت استفاده کند دارد با مخاطبش شوخی می‌کند گمانم! زبان شاه بی‌شین به اقتضای شاعریِ نویسنده اش زبان پت و پهن و وسیع‌تری به لحاظ صرف و نحو بود. هم دایره‌ی واژگانش هم ترکیب بندی و پر توان بودنش در بیان پشت سر هم حوادث که انگار در این زاویه دید (دوم شخص مفرد) که هر دو کتاب انتخابش کرده بودند لاجرم نیاز هم می‌شد. تو در قاهره خواهی مرد این ضرورت را با عجیب‌ترین پاسخ رفع کرده بود. تکرار! شاعری برای مزینانی دردسر‌هایی هم درست کرده بود. مکرر در کتاب پاراگراف‌هایی بود که صنعت قافیه‌سازی در شعر ردپایی تویش باقی گذاشته بودند. یکی از بی‌مزه‌ترین‌هایش توصیف میز غذای جشن‌های 2500 ساله بود که نوشته بود نوشابه‌های گازدار و رازدار!چیز عجیب دیگری توی شاه بی‌شین نظرم را جلب کرد و آن هم بی ربطی راوی‌ها به قصه بود آن‌هم وقتی کتاب حتما مدعیان مذهبی‌ای خواهد داشت که از کم پرداختن به امام و انقلاب گله‌مند باشند. اگر درست خاطرم مانده باشد. بخشی از روایت ایرانیک شده و مربوط به توصیف روزهای آخر زندگی شاه می‌شد. بخشی از روایت با آغاز همیشگیِ آه! ای پدر تاجدار شروع می‌شد که از زبان شاه بود خطاب به پدرش. کوتاه بود نچسب؛ در اغلب موارد. بخش اعظم روایت هم مخاطِبه‌ی نویسنده‌ی کتاب بود با شاه. دو چیز عجیبی که این وسط عاطل و باطل برای خودشان وجود داشتند مخاطبه‌ی نوسنده بودند با شهبانو و ذکر خاطرات خود نویسنده. این ملقمه خب حتما خواننده‌ها را بور می‌کند که بگویند توی این شلم شوربا انقلابی‌ها هیچ سهمی از روایت ندارند؟نقطه قوت کتاب همان بخش خاطرات خود نویسنده بود. البته کتاب هرچه به انتهای خودش نزدیک می‌شد بهتر پیش می‌رفت. انگار چون مخاطب از شاه بعد از فرار کمتر می‌دانست از روایت مزینانی راضی‌تر بود. کمی هم همدلی بیشتری پیش می‌آورد. شاید اقتضای تنهایی و رفتار توهین‌آمیز امریکا و بقیه‌ی دوستان شاه در اواخر عمرش بود.

  • Mrm. Gh
    2019-06-01 01:16

    + روایتی از زندگی محمدرضا شاه پهلوی. داستان از آخر شروع می شود. همان جایی که سرطان امان محمدرضاشاه را بریده و زیر دست جراحانی که با هم سر جنگ دارند دراز کشیده است. زاویه ی دید انتخابی، داستان را جذاب تر کرده است. زاویه ی دید «تو» است یعنی شاه و خواننده خیلی خوب خودش را جای شاه قرار می دهد. به همین دلیل برخلاف دیگر کتابهای تاریخی که روایت شاهان را می نویسند و مدام به لعن و نفرینت وا می دارند بیشتر دلت برای شاه مفلوک مخلوع بی همه چیز می سوزد!قسمت هایی از کتاب آنجا که فرح وارد داستان می شود این «تو» تبدیل به فرح می شود و جاهایی هم خودت را جای پسری روستایی می گذاری که پدری کارگر دارد که روزی روی داربست به کارگری دیگر گفته است: «شاه نوکر آمریکایی هاست، وگرنه الآن من روی این چوب بست نبودم و تو هم مجبور نبودی برای من آجر بالا بیندازی.» و همین جمله چه ماجراها که در پی ندارد.نقطه ی مثبت دیگر کتاب اسم بامسمای آن است؛ «شاه بی شین» عنوانی که در حین خواندن کتاب خیلی از اطرافیانم را جذب کرد.در این کتاب فرح غیر از تجملاتی و ولخرج بودن هیچ عیب دیگری ندارد و به عنوان شخصیتی وفادار، دلسوز برای ملت و مردم و حتی نسبت به خانواده سلطنتی بسیار متفکر نشان داده شده است!رفتار انقلابی های کتاب که کاخ سعدآباد را گرفته اند و در معرض دید مردم قرار داده اند با پدر کارگر و همان پسر جای تأمل دارد.

  • Reza Mohammadpour
    2019-06-05 06:00

    شروع کتاب از نقطه جالبی بود. شخصیتها و زمان و مکان به زیبایی توصیف شده بودند. کتاب نرم و روان پیش می رفت و مرا با اشتیاق با خود همراه نموده بود. البته احساس کردم کمی مطالب اضافی بیان شده بودند. نکته ای که خیلی در کتاب مرا اذیت نمود، تحقیر و گاهی ادبیات نا مناسبی بود که در کتاب موج می زد. این شیوه را اصلا نمی پسندم. هر فردی ممکن است بیمار شود و یا شکست بخورد اما نباید به شخصیت او توهین شود.

  • Sara
    2019-06-17 04:52

    یک روایت داستانی ِحوصله سر نبر(!) از محمدرضا شاه. به نظرم خیلی بی طرفانه نوشته شده و همین کتاب را زیبا کرده.

  • Marjan
    2019-05-28 01:50

    بر خلاف تصور خیلیا ، بیشتر دلت برای شاه میسوزه .خیلی کتاب خوبی بود و واقعا ناراحت شدم از تموم شدنش .متن کتاب : آیا این است پاداش سی و هفت سال پادشاهی کردن؛ سی و هفت سال کار و زحمت؟ این است مزد ساختن یک مملکت و آن را به دروازه های تمدن بزرگ رساندن؟ آیا ثروت اندکی که در حساب های شخصی اندوخته ام، نمیتواند مزد سی و هفت سال خون جگر خوردن من باشد؟سی و هفت سال کار و زحمت و تلاش.سی و هفت سال مردن و زنده شدن.از سه ترور جان سالم به در بردن و هرلحظه در معرض خطر بودن.سالها مثل خارپشتی خارهای تنهایی خود را به دوش کشیدن و زندانی بودن در کاخها و فضاهای کنترل شده.لحظه ای ارام و قرار نداشتن،لقمه ای به اسودگی فروندادن،لیوانی اب بدون دغدغه ننوشیدن... به راستی کدام یک از شماها خود را این گونه از زندگی محروم کردید که من کردم؟

  • Mahmoud
    2019-06-16 07:07

    تا حالا از دید شاه به دنیا و اطراف نگاه نکرده بودم.از اینکه خوندن این رمان تموم شد ناراحتم.حس و حال غریبی دست داد.

  • Mohamad Efazati
    2019-06-19 03:01

    نگاه کتاب جدید بود. در کل نه گفته بود شاه بده نه گفته بود خیلی خوبهبیشتر گفته بود اینم یه آدمه - خسته میشه - مغرور میشه و ...بعضی جاها خیلی کش دار بود و بعضی جا ها خیلی بی مزهولی بدم نیومد

  • ramezan
    2019-06-18 08:18

    خوب بود واقعا. راضی بودم ازش. ولی اصلا مناسب کودک و نوجوان نیست.

  • Ali Feizollahi
    2019-06-20 02:50

    توصیفات خیلی خوب و شیرین.یک عمر زندگی رو در 420 صفحه به تصویر کشیدن، اون هم نه یک زندگی معمولی؛ راضی ام از خوندنش.از این که بلاخره بعد از کلی کتاب هدیه دادن؛ بلاخره کتاب هدیه گرفتم خیلی خوشحالم...از مجید عزیزم متشکرم بابت هدیه خوندنیش...

  • Ameneh
    2019-06-06 04:04

    زنان کشور، که حق رأی ندارند، حق رأی دادن پیدا می کنند تا از این پس اثر انگشت خود را نه بر پارچه ها وگلیم ها و سفال ها، که روی کاغذهای رأی به یادگار بگذارند تاسرنوست آن ها از این پس، نه پای دار قالی یاسر چشمه های آب، که در برابر آینه ها رقم بخورد.هیچ وقت دوست نداشتم که بدون زحمت از چیزی لذت ببرم، یاد سؤال دوره دبیرستان افتادم که از دبیر بینش پرسیدم خانم من دوست دارم برم بالای درخت باکلی زحمت و عرق و جون کندن مثلا میوه رو بچینم ولی میگن بهشت تا اراده کنی درخت خم میشه و بهت میوه میده. خانم نگاهی پرطمأنینه بهم انداخت و گفت تو بهشت خستگی و جون کندن وجود نداره.یکی از بچه ها هم گفت:زرشک! کی گفته تو میری بهشت؟افسوس آدم‌هایی مثل شاه هیچ وقت لذت یه زندگی ساده، سوار شدن پشت ماشین باری و کف زدن و ترانه های محلی خوندن، و کلی چیزهای معمولی و پراز هیجان رو نبردن. عالی بود آقای مزینانی.

  • majede
    2019-06-19 07:07

    شاید برخی از بخش هاش کاملا مستند نبود و پیاز داغی بود که در واقع آقا کاظم به قصه اضافه نمودند اما یک حسنی که خوندن این کتاب برای من داشت این بود که دلیل رفتارها و نوع زندگی شاه و فرح رو درک کردم. انگاری حالا راحت تر میتونم بفهمم کی بودند و چه کردند و چقدر تقصیر داشتند یا نداشتند

  • Mohammad Sadegh Rasooli
    2019-06-15 08:03

    آنقدر خوب نوشته شده بود که آخرهای کتاب حس کودکانه‌ام برای شاه دلسوزی می‌کرد و دوست داشت نمیرد این موجود حقیر. خیلی خوب نوشته شده است. تفاوت یک رمان با یک کتاب تاریخی رعایت شده ولی از جزئیات تاریخی چشم‌پوشی نشده.

  • ZaRi
    2019-06-03 07:18

    آه پدر تاجدار! کسانی پیام تبریک و شادباش می‌فرستادند (منظور به پیروزی انقلاب است) که هنوز عطر تن همسرشان را، که با افتخار با من می‌رقصیدند، در مشامم احساس می‌کنم.

  • El Izadpanah
    2019-05-30 02:16

    در طول خوندن کتاب همش حس می کردم نویسنده به زور کتاب رو نوشته.خیییلی بی رمق بود!